Avazak.ir
چت روم

قالب

آرینا کوچولوی ما

یکهفته ای  رفتیم شمال

ولی متاسفانه اکثرا ویروس دل درد و استفراغ گرفته بودن

و ما از ترس اینکه بگیریم هیچ جا نرفتیم.

بارون هم حسابی بارید.

البته شب آخر رفتیم عروسی برادر زن عمو مولود

که حسابی بهت خوش گذشت.

کم کم باید کارها رو روبراه کنیم که مدرسه ها باز میشه.




[ موضوع : خاطرات آرینا کوچولو]
تاريخ : پنجشنبه 10 فروردين 1396 | 18:37 | نویسنده : مامانی |

گشت گرداگرد مهر تابناک ، ایران زمین

روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان ، ای تو گرداننده ی مهر و سپر

برترینش کن برایش این زمان و این زمین . . .

Image result for ‫تبریک عید نوروز‬‎

نفسم ان شاء الله سلامت و شاد باشی و سال خوبی

در پیش داشته باشی و خیلی زود نی نی کوچولو رو ببینی

و همبازی بشین.




[ موضوع : خاطرات آرینا کوچولو]
تاريخ : سه شنبه 1 فروردين 1396 | 18:32 | نویسنده : مامانی |

تمام پیک رو حل کردی.

خدا رو شکر سرمانخورده بودی

خانم دکتر چند تا دارو صد آلرژی داد که بهتر بشی.

فردا سال تحویله.




[ موضوع : خاطرات آرینا کوچولو]
تاريخ : 29 اسفند 1395 | 18:29 | نویسنده : مامانی |

نمیدونم آلرژیه یا سرماخوردگی.

باز بینیت کیپ شده و عطسه میکنی.

یه مقدار هم گلو درد داری.

خدا کنه باز به گوشت نزنه.

ساعت شش وقت دکتر صیقلی داریم.

بازم تعطیلات شد و تو شروع کردی. وااااااااااااااای خدای من




[ موضوع : خاطرات آرینا کوچولو]
تاريخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395 | 16:27 | نویسنده : مامانی |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 192 صفحه بعد