آریناآرینا17 سالگیت مبارک

آرینا کوچولوی ما

آرینا ۱۳ ساله✨️

آرینایی و لحظات شادی

  آرینایی وقتی داره با بابایی بازی می کنه و خیلی خوشحال می شه، به بابایی می گه: یادت باشه یه بچه موشی شیطونی و بازیگوشی جایی نری که گم بشی می افتی تو چنگ پیشی می گیردت می بردت بی معطلی می خوردت البته از کتاب موش موشی یاد گرفته. ...
11 فروردين 1391

آرینایی و تعطیلات عید91

بالاخره سال 91 هم اومد. ما آرینایی رو بردیم شمال. ولی اینقدر هوا سرد بود که فقط یک بار تونستیم دختری رو ببریم دریا.هر چی هم که خواستیم باهاش قلعه درست کنیم خرابش کرد و ریخت تو دریا. پارک جنگلی هم اصلا نشد بریم. ولی در مجموع خوش گذشت. روابط آرینایی و آریسا بهتر شده بود. کم و بیش با هم بازی می کردند.   بعضی وقتها هم با هم درگیر بودند. یکشب کلی با هم عموزنجیر باف، بدو بدو و قایم باشک بازی کردند. به امید روزهای بهتر و شادتر ...
6 فروردين 1391

آرینایی و شیرین زبونی

آخه شما قضاوت کنید. با این شیرین زبونی میشه از دستش عصبانی شد. وقتی از دست آرینا عسلی عصبانی می شم و اخم می کنم. میاد و می گه: مامانی تو مهیبونی(مهربونی) بعد که می بینه من با عصبانیت می گم بله ادامه می ده: پاییه(پاره) جونی بعد من ضعف می کنم. هزارتا ماچش می کنم. دورت بگردم شیرین زبون مامان. ...
28 اسفند 1390