عاشقانه ای برات
دخملی و تولد یکسالگی رادین
دیشب تولد رادین بود. ما رفتیم کیکش رو تحویل گرفتیم و بردیم که تو مسیر آرینا یه انگشت هم بهش زد. خیلی خوش گذشت. آرینا کلی رقصید و شادی کرد. آخرشم با رادین و هدیه هاش حسابی بازی کردن و جشن گرفتن. واقعا مودب و متین بودی مثل همیشه. عکساشم سعی میکنم برات بزارم. انشااله تولد 120 سالگی هر دوتون. ...
دخملی و پماد 2
دخملی و پماد
دخملی و آتلیه
رادین رو بردیم آتلیه تا از دو تادندوناش هم عکس و خاطره داشته باشه. شما هم اصرار کردی که منم باهاش عکس بگیرم. با اینکه لباس مناسب آتلیه نبرده بودیم ولی موافقت کردم و به دل کوچولوت راه اومدم. عکسش هم بد نشد. آرینا، رادین و صد البته داینا دوست جدیدت. ...
آرینا و آشپزی
چند وقتی میشه که میخوام راجع به این کار جدیدت بنویسم ولی یادم میرفت. اخیرا وقتی من تو آشپزخونه هستم و دارم کار میکنم میای بالای کابینت میشینی و نگاه میکنی و باهام صحبت میکنی. یه وقتایی هم شیطونی میکنی و به همه چیز دست میزنی که حسابی منو کلافه میکنی. تمام کابینتهای بالایی رو باز میکنی و وسایلش رو برمیداری و هر کدوم رو نشناسی میپرسی این چیه و به چه دردی میخوره. مخصوصا ادویه ها رو. امروز که داشتم ماکارونی درست میکردم. باز هم اومدی و نشستی اونجا. ولی تقریبا روند درست کردنش رو یاد گرفته بود و میگفتی الان باید چکار کنم. با اینکه اوایل مخالف اومدنت تو آشپزخونه بودم و احساس میکرد...
آرینا و نمایش عروسکی استخوان ماهی جادوئی
امروز عصر میخوایم آرینا رو ببریم نمایش عروسکی. با تحقیقاتی که انجام دادم این نمایش عروسک هم داره. آخه تا حالا هر چی نمایش عروسکی آرینا رو بردم عروسک نداشت و بازیگرا تن پوش داشتن. ولی این نمایش خیلی معروفه و از تولیدات جدید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانه. ...
آرینا و روز شلوغ
امروز برنامه بسیار فشرده ای داشتیم. با اینکه آرینا دیروز حسابی با رادین بازی کرده بود و خسته خسته بود من حدود ساعت نه و نیم بیدارش کردم تا صبحانه بخوره. سریع هم ناهار درست کردم و ساعت 12 ناهار خوردیم و لباس پوشیدیم. راهی کلاس باله شدیم. امروز آرینا حسابی ورزش کرد و تا کلاس تموم شد راهی کلاس زبان شدیم. خدا رو شکر به موقع رسیدیم . حدود یک ربع زودتر. چون از قبل احتمال میدادم دخملی بعد از ورزش گرسنه شده باشه، یه مقداری غذا بردم. تو ماشین با هم خوردیم و رفتیم کلاس. فکر نمیکردم آرینا همکاری کنه و احتمال میدادم خسته باشه. ولی خدا رو شکر خیلی عالی بود. امیدوارم هفته های آتی هم همینطور...





