آریناآرینا، تا این لحظه: 17 سال و 1 روز سن داره

آرینا کوچولوی ما

آرینا ۱۳ ساله✨️

آرینا و بالاخره تولد 4 سالگی

با 4 روز تاخیر بالاخره دیشب جشن تولد آرینایی رو گرفتیم. کیک کیتیش خیلی خوب شده بود و خیلی خوشش اومد. کلی رقصید و بازی کرد. موقع تزئین خونه با ماماجی و باباییش کلی غوغا به پا کرد وبا جیغ و خوشحالی بازی کرد. همش میگفت ماماجی خیلی دوستون دارم چه خوب شد اومدین خونه ما. کلی عکس گرفت. با خاله یاسی و داداشی هم کلی رقصید. به زور چون دو سری شمع گرفته بود هر دو سری رو گذاشت رو کیک. وقت باز کردن کادو ها هیجان زده بود و میگفت اینها مال منه؟ باز کنیم ببینیم چی توشه. موقع باز کردن کادو ماماجی به من که کمکش میکردم گفت فکر میکنین چی توشه؟ از دیدن تمام کادوهاش هیجان زده شده ب...
7 آبان 1392

آرینا و تاخیر در جشن تولد

به دلیل سرماخوردگی شدید عمو مجتبی جشن تولد دخملی به دوشنبه موکول شد. من بی صبرانه منتظر دوشنبه هستم تا هدیه آرینایی رو بدم. راستی روز 5 شنبه هم رفتیم براش کیک سفارش دادیم چون قبلا گفته بود که دوست داره کیک تولدش کیتی باشه همون رو براش سفارش دادم. حتما خیلی خوشحال میشه. ...
4 آبان 1392

آرینا و نی نی وبلاگ

امروز در صفحه متولدین امروز عکس آرینایی رو گذاشته بودن و براش آهنگ تولد پخش می شد. وقتی نشونش دادم کلی خوشحال شد و شروع کرد به رقصیدن. عزیز من، گل من، تولدت مبارک قشنگ شدی ، گل شدی، شدی مثل عروسک عزیز من، گل من، تولدت مبارک فدای تو عزیزترینم (در تاریخ پنج شنبه 2 آبان نوشتم ولی تا ویرایشش کردم شد. 3 آبان) ...
3 آبان 1392

آرینا و هدیه بابایی

امسال اولین سالیه که آرینایی تولد رو به معنی واقعی درک میکنه و همش منتظر روز تولدشه. به همین دلیل باباییش هم که قصد داشت پول بهش هدیه بده، با دیدن شوق و ذوق آرینایی و صحبت مدامش در مورد روز تولد و کیک و شمعهاش، من رو مامور خرید یک هدیه جذاب برای دخملی کرد. من هم بعد از کلی فکر و گشتن تصمیم گرفتم براش baby born  بخرم. تولد امسال دخملی حسابی خرج رو دستمون گذاشت. انشااله هزار ساله بشی عسل مامان. به احتمال زیاد 5 شنبه تولد بگیریم. ولی خدایی خیلی دختر خوبیه با هم رفتیم اسباب بازی فروشی و عروسک رو انتخاب کرد بعد من گفتم الان نمی تونم بخرم و با خاله یاسی برو یه گشتی بزن...
30 مهر 1392

آرینا و هدیه ماماجی

ماماجی دیروز برای روز تولد آرینایی یه اسکوتر خریدن. خودش رو بردن تا انتخاب کنه. اول کلی خوشحالی کرد و گفت اینا خیلی قشنگن. بعد من بردمش مغازه های اطراف و گفتم حالا بعدا میایم می خریم الان دیر شده و وقت نیست. یه کم حالش گرفته شد ولی از اونجا که هیچ وقت تو خیابون نمیگه من چیزی میخوام و براش لجبازی نمی کنه، قبول کرد و راه افتاد اومد. فدات بشم که اینقدر خانومی. از ماماجی عزیز و مهربون هم خیلی ممنونیم که اینقدر برای آرینایی هدیه می خرن. حالا بعد از تولد، آرینا انواع و اقسام وسایل نقلیه رو داره. اسکوتر، ماشین پدالی، ماشین شارژی، سه چرخه ...
28 مهر 1392

آرینا و کلاس زبان

ترم جدید بازم می خوام آرینایی رو ثبت نام کنم. خودش خیلی راضی نیست. یه روز میگه میرم یه روز نمیرم. ولی من مصمم هستم که ثبت نامش کنم. الان وقتی بازی کامپیوتری میکنه، اسم خودش رو به انگلیسی تایپ میکنه و save  میکنه. مامان  و بابا رو هم میتونه تایپ کنه. خدا کنه پیشرفتش در زبان انگلیسی همیشه خوب باشه.   5 روز مانده تا تولد آرینایی ...
26 مهر 1392