آریناآرینا، تا این لحظه: 17 سال و 1 روز سن داره

آرینا کوچولوی ما

آرینا ۱۳ ساله✨️

برای تولد پنج سالگی نفسم

آوای خوش زندگی ام، آرینا پنج سال از دوم آبان ماهی که مهرت در زندگی مان جاری شد میگذرد... پنج سال سخت و شیرین که تک تک ثانیه هایش خاطرات بهترین روزهای زندگی من است... از اولین لبخند، اولین نشستن، نخستین گامها و اولین کلمات تا اکنون که سخنرانیهای عریض و طویلت سرگرمی سکوت خانه مان است... برای زندگیت بهترین روزها و برای خوشبختیت برترین ها را آرزودارم سالهای سال چراغ زندگیت نور باران تولدت مبارک نفس دونه یدونه. الهی که رؤیاهات همیشه مجسم باشه، ای یگانه رؤیای مجسم عمر ما ...
2 آبان 1393

آرینا وجوجوفنچ ها

دیروز بالاخره دل رو به دریا زدیم و یکی از جوجو ها رو از لونه برداشتیم. آرینایی بوسش کرد و دوباره سرجاش گذاشتیمش. امروز صبح که آرینا بیدار شد رفت یه سری به جوجو ها بزنه سریع اومد و گفت مامانی جوجو ها تو لونه نیستن از خونشون رفتن. من هم رفتم ببینم چی شده. دیدم بعله امروز روزیه که جوجه ها باید از لونه خارج بشن و پرواز کردن رو یاد بگیرن. آخی کی میشه جوجه ما هم پرواز یاد بگیره و لونه رو برای رسیدن به رویاهاش ترک کنه. تقریبا 10 روز بعد از خروج از تخم چشمای جوجو ها باز شد. چقدر پروسه قشنگیه. من و آرینا که خیلی دوسشون دارم. ...
23 مهر 1393

آرینا و جعبه کلاس زبان

جسه قبل مریم جون (معلم آرینا) به من گفت که همه بچه های کلاس یه جعبه سبز رنگ دارند و داخلش پاستل، رنگ انگشتی، چسب ماتیکی، قیچی، دفتر نقاشی و کاغذ رنگی گذاشتن و آوردن تو قفسه کلاس گذاشتن. لطفا برای آرینا هم بیارین. من و آرینا هم به کمک هم یه جعبه کفش رو با کاغذ رنگی سبز و کاغذ کادوی بن تن تزئین کردیم و رووش هم اسم آرینا رو چسبوندیم. در آخر هم دخملی کلی استیکر فضایی رو درش چسبوند و حسابی خوشگلش کرد. جلسه بعد هم میبریم کلاس. الان هم داره حسابی خراب کاری میکنه و یه جعبه دیگه برای خونه درست میکنه. ...
21 مهر 1393