آرینا و دیدن داداشی در بیمارستان








دیروز ماماجی داشتن ساک بیمارستانشون رو می بستن
که وقتی به سلامتی نی نی خاله یاسی
دنیا اومد پیشش باشن تا مرخص بشن.
آرینا هم کلی کمکشون کرد. بعد دوید و اومد و گفت مامانی چرا داداشی
و خاله یاسی می خواد چند روز تو بیمارستان بمونن؟
گفتم وقتی نی نی ها دنیا میان باید یه دو روزی اونجا بمونن
تا دکترها مواظبشون باشن و بعد میان خونه.
گفت وقتی داداشی تو بیمارستانه میریم ببینیمش.

گفتم شما نه ولی من میرم چون کوچولو ها رو تو بیمارستان راه نمیدن.
سریع گفت بچه ها رو راه نمیدن ولی خواهرارو که راه میدن؟
من خندیدم و گفتم الهی فدات بشم نه عزیزم راه نمیدن.
یکهو زد زیر گریه. گفت من می خوام برم داداشی رو ببینیم.

دلم براش سوخت گفتم باشه اگه شد حتما تو رو هم میبرم.
خیلی نی نی خاله یاسی رو دوست داره.
خدا رو شکر
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



آرینا و دیدن داداشی در بیمارستان
