آریناآرینا، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

آرینا کوچولوی ما

آرینا ۱۳ ساله✨️

آرینا و قصه گویی

چند روز پیش آرینا داشت اسمارتیز می خورد همش اونهارو میریخت روی زمین و جمع میکرد.من هم بهش گفتم که کثیف میشن نکن اینکار رو. وقتی مشغول کارم شدم دیدم آرینا داره برای خودش قصه میگه! گوشهامو تیز کردم تا ببینم چی تعریف میکنه. آرینا اینطور شروع کرد به تعریف: یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود یه مامانی پرنسسی بود (من همیشه تو قصه هام میگم یه آرینا پرنسسی بود) به اسم خودش، یه روز که آرینایی داشت خرچ خرچ ( اسمارتیز از زبان خودش ) میخورد هی خرچ خرچ هاشو میریخت زمین باهاش دعوا شد. بعد آرینا هم با مامانی دعوا شد و همه خرچ ...
8 دی 1391

آرینا و یلدا 90

امسال آرینا عسلی به اندازه ای بزرگ شده که بدونه یلدا چه شبیه. ما دیشب رفتیم خونه ماماجی و باباجی تا یلدا رو اونجا باشیم. آرینا اول یه کم آجیل خورد بعد وقتی ماماجی باسلوق تعارف کردند با تعجب یه نگاهی انداخت و بعد به من نگاه کرد که توی چشماش دو تا علامت سوال دیدم. خندیدم و گفتم بردار مامانی خوشمزه است. نصفش رو خورد.  بعد تا ماماجی گفتند حالا بریم سراغ هندونه با ذوق فریاد زد آخ جون هندونه من هندونه می خوام. ما کلی خندیدیم و گفتیم یکی ندونه فکر میکنه ما به این بچه گرسنگی میدیم. یه برش کوچیک هندونه هم خورد و رفت سراغ تخمه ها. من هم به عنوان مسئول شکستن تخمه مجبور ...
1 دی 1391

آرینا و فرهنگ لغات

آرینا در سه سالگی غالب کلمات رو درست تلفظ میکنه. ولی اونهایی رو هم که نمیتونه درست بگه خیلی با نمک تلفظ میکنه مثل اینها: "just for you " رو میگه " جاس وردی یو" "نخ دندون" رو میگه "خمیر دندون" "آلبوم" رو میگه "آبلوم" . . . . الان دیگه چیزی یادم نمیاد. ...
1 دی 1391

آرینا و دلتنگی مامان

  امروز صبح قبل از سرکار رفتن دلم خواست برم بالای سر دخملی و ببوسمش. وقتی خم شدم تا ببوسمش، بوی خوبش همه مشامم رو پر کرد. خیلی احساس لذت کردم. وای خدای مهربون چقدر این موجود دوست داشتنیه. در لحظه لحظه زندگی به خاطر این هدیه شکرگزارتم. ...
26 آذر 1391

آرینا و برگ درخت

دیروز صبح آرینایی رو بردم پارک. حسابی بازی کرد. موقع برگشتن گفت میشه از این برگها بردارم و بیارم خونه تا با هاشون بازی کنم. من هم گفتم بله اشکالی نداره. کلی خوشحال شد و 10 تا برگ برداشت. تا رسید خونه اونها رو شست بعد هم اومد و گفت مامانی با حوله شما خشکشون کردم.!!!!!!!!! ببین چقدر تمیز شدن. ...
24 آذر 1391

آرینا و دندانپزشکی

بعد از اون زمین خوردن لثه آرینا کم کم خوب شد ولی یکی از دندونهای جلو و بالای دخملی طلا شروع به تیره شدن کرده من که خیلی نگران بودم تصمیم گرفتم روزی که ماماجی وقت دندانپزشکی دارند آرینا رو هم ببرم تا دکتر دندوناش رو معاینه کند. امروز عصر ماماجی وقت دندانپزشکی داشتند. من چون تازه از سر کار برگشته بودم تنبلی کردم و آرینایی رو نبردم. فقط گفتم اگه ممکنه از دکتر سوال کنند که با دندون آرینایی چه کنیم و آیا مشکلی داره یا نه؟ وقتی اومدن گفتند دکتر گفته حتما در اثر اون ضربه به ریشه دندونش آسیب وارد شده و احتمالا باید دندونش کشیده بشه چون اون ریشه عفونت میکند و ریشه بقیه دندونه...
18 آذر 1391

آرینا و آلودگی هوا2

ما رفتیم شمال و روز ٥ شنبه برگشتیم. هوا عالی بود. آرینا از صبح تو حیاط بازی می کرد چون روزها هوا خیلی خوب و گرم بود. نفسمون جا اومد. وقتی هم که رسیدیم تهران داشت بارون می اومد. هوا خیلی بهتر شده.  ...
16 آذر 1391