آرینا و آریسا
پنج شنبه شب خونه عمو رضا دعوت بودیم. آرینا و آریسا حسابی بازی کردند. آریسا یه گاو داشت که جنسش مثل توپ های بدنسازی بود و باید سوارش می شدی و گوشهاش رو می گرفتی و به صورت بپر بپر جلو می رفتی. دقیقا اینطوری: خیلی جالب بود و این دو تا دیگه خودشون رو کشتن اینقدر بپر بپر کردند. آخر شب دیگه حسابی خسته شده بودند و چند بار با هم دعواشون شد. ما کلی از دستشون خندیدیم. چه دنیایی دارن این بچه ها ...




