آریناآرینا، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

آرینا کوچولوی ما

آرینا ۱۳ ساله✨️

دلنوشته برای آرینا

زندگی اوج رسیدن به فردایست ، که تو به آن امید داری ! برای تو خواهم نوشت. تو که تمام شیرینی و شادی من در زندگی هستی . آرینای عزیزم مینویسم با عشق برایت تا روزی که خودت بتوانی این نوشته ها را ادامه دهی و مجموعه ای شود به نام  گنجینه ای از خاطرات آرینا. ...
23 خرداد 1392

یه نکته جالب در مورد هوش!

رشد تکلم کودک ، رابطه ی مستقیمی با میزان هوش وی دارد. مطالعات انجام شده ، رشد سریع تر تکلم و خزانه ی غنی واژگان را در کودکان تیزهوش نشان داده اند. اهمیت این امر به قدری است که می توان گفت همبستگی بین هوش کودکان و میزان رشد تکلم ایشان حتی بیشتر از همبستگی بین سن زمان و قدرت تکلم است. ...
22 خرداد 1392

شب بخیر کوچولو

گنجشك، لالا سنجاب،‌ لالا آمد دوباره مهتاب، لالا لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي گل زود خوابيد مثل هميشه قورباغه، ساكت خوابيده بيشه لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي جنگل، لالالا بركه، لالالا شب بر همه خوش تا صبحِ فردا لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي لالا،‌ لالايي، لالا، لالايي ...
22 خرداد 1392

آرینا و پارکینگ بازی

اکثر شبها آرینایی با لگوهاش یه پارکینگ بزرگ درست میکنه و تمام ماشینهایی رو که داره توش پارک میکنه.هر ماشینی مدل  خاصی داره مثلا یه ماشین قرمز داره که خیلی شیکه هم درهاش باز میشه هم کاپوتش و یه آنتن هم داره اسمش رو گذاشته مزدا 3. یه ماشین شاسی بلند داره که اسمش رو گذاشته IX55 و یه تاکسی داره که سمنده همین طور اتوبوس و کلی ماشین دیگه همه رو از پارکینگ میبره بیرون. ترافیک درست میکنه. باز برمیگردن به پارکینگ و کلی سرگرمه. هر وقت فرصت شد عکس از پارکینگ بازی میگذارم. ...
22 خرداد 1392

آرینا و عکسهای شمال

همه جا دوربین رو با خودم بردم تا تمام لحظات رو براش ثبت نکنم. ولی یه روز که برای بار سوم رفته بودیم پارک جنگلی گفتم دیگه عکس بسه و دوربین رو نبردم. ولی اونجا یه پارک کوچیک بازی پیدا کردیم که آرینا قطار و هواپیما سوار شد و کلی کیف کرد. اینم عکسها آرینا در پارک جنگلی با گاو گاویها آرینا کلی تاب بازی کرد چون کسی تو نوبت نبود که مجبور بشه زود پیاده بشه این هم آرینایی با سه چرخه معروف مامان فدای خنده هات عسلی طلا قربونت برم. از موجها فرار میکنی! آرینا و شن بازی این بلوز رو هم خودش از Big C انتخاب کرده.آرینای خوش سلیقه. ...
19 خرداد 1392

آرینا و آریسا

ما چند روز تعطیلی آرینا  رو بردیم شمال. تا یه کم آب و هوا عوض کنه. جا تون خالی خیلی خوش گذشت. هوا عالی بود خنک خنک. آرینا هم روابطش با آریسا بهتر شده بود با هم سه چرخه سواری می کردند. مامان بازی چیزی که آرینا هیچ وقت ازش استقبال نمی کرد و کلی بازی دیگه. فکر کنم به خاطر پارکه که هر روز میبرمش و  کم کم داره بازی با بچه ها رو یاد میگیره. خدا رو شکر دخترم داناتر شده.   ...
18 خرداد 1392

آرینا و زمین خوردن

هفته پیش با آرینا رفتم آرایشگاه. اونجا آرینا خیلی ساکت و با ادب بود و همه از من سوال می کردن چند سالشه و میگفتن خوش به حالت که اینقدر آرومه. با خودم گفتم حتما باید براش صدقه بگذارم. اومدیم تو پارکینگ و پارک کردیم. من داشتم توی کیفم دنبال کلید در خونه می گشتم، آرینا هم طبق معمول گفت من خودم پیاده میشم. ولی پاش لیز خورد و از رو صندلی افتاد زمین و چون طبق معمول عروسک خرسی دستش بود با صورت افتاد. تا من بلندش کردم کنار پیشونیش کبود شده بود. خیلی گریه کرد اینقدر که خوابش برد. من خیلی استرس داشتم چون سرش زمین خورده بود. با اورژانس تماس گرفتم و گفت بهتر ویزیت بشه. خد...
18 خرداد 1392