آریناآرینا17 سالگیت مبارک

آرینا کوچولوی ما

آرینا ۱۳ ساله✨️

آرینا و خواب2

دو سه روزی بود که جوجه کوچولو مامان،  آرینا وقت خواب ظهر یا شب خیلی اذیت میکرد. به موقع نمی خوابید. وقتی همه می خوابیدن می خواست بیدار باشه و بعد که همه رو کلافه کرد و خسته شد تازه ساعت 5 عصر می خوابید و 8  شب بیدار می شد. چون ساعت بدی خوابیده بود بد اخلاقی می کرد و بهانه می گرفت. شب هم همش می گفت. برم پیش خاله یاسی بخوابم.  برم پهلوی ماماجی و.... خلاصه منو کلی عصبانی و کلافه می کرد.   تااینکه فردای یه شبی که حسابی همه کلافه شده بودن تا خانوم بخوابه من باهاش قهر کردم. اصلا فکر نمی کردم اینقدر تاثیر داشته با...
12 آبان 1390

آرینا و آموزش دستشویی رفتن2

اااااااااااااااااای من و دخملی گیج شدیم . این سر کار رفتن هم شده درد سر. دختری وقتی با منه می ره دستشویی. ولی وقتی من نیستم بی خیال می شه. آخه هنوز خودش نمی گه و باید هر 3 ساعت ازش بپرسم و ببرمش تا خودشو خیس نکنه. ولی ما همچنان ادامه می دیم تا موفق بشیم. دیروز تو قسمت پرسش و پاسخ یه سوال گذاشتم بلکه مامانایی که مثل من هستم راهی پیشنهاد بدن. بالاخره ما موفق خواهیم شد.   ...
7 آبان 1390

آرینا عسل و دندان جدید

جمعه هفته قبل دیدم دندان آسیای پایین (سمت راست) آرینا یک طرفش پیدا شده. هم خوشحال شدم هم ناراحت. خوشحال شدم چون دیگه کم کم داره دندوناش کامل می شه و از دست این خارش لثه و درد راحت می شه و ناراحت چون تا یه کم وضعیت وزن گیریش خوب می شه  یه دندون سر در م یاره و از غذا خوردن می افته و باز وزن کم می کنه. فقط سه تا دندون دیگه مونده. خدا کنه زود در بیان و عسل من راحت بشه. کاش دردش مال من بود و دندونای سفید و قشنگ مال آرینایی. ...
4 آبان 1390

آرینا و فردای تولد

آرینا طلا شب تولدش کلی رقصید و خوشحالی کرد همش گفت تبیوک بخونید تا من بی اقصم. من اصلا فکرش رو نمی کردم که این قدر بهش خوش بگذره. فردا صبحش تا ساعت 11 خوابید وقتی خاله یاسی رفت و بیدارش کرد ازش پرسید: چقدر می خوابی تنبل باشی. دختری جواب داده: دیشب رقصیدم خسته شده بودم ...
4 آبان 1390